نقش زبان روایی در رئالیسم جادویی روزگار سپری‌شدۀ مردم سالخورده

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه خوارزمی تهران

چکیده

زبان، به‌عنوان مؤلفه‌ای مهم در روایت رمان­های رئالیسم­ جادویی، کارکردی متناقض­نما دارد؛ از سویی با وسعت بخشیدن به تخیل، ادبیت رمان را محقق می­سازد و بُعد جادویی آن را تقویت می­کند و از سوی دیگر با کارکرد زبان­شناسانه در روایتِ داستان و تحکیم رابطة علت­ومعلولی، مخاطب را به فضای واقعی برمی­گرداند تا در اوج حیرت­انگیزی، پدیده­های جادویی باورپذیر شوند. هدف مقالة حاضر این است که نشان دهد زبان روایی چگونه در روزگار سپری‌شدة مردم سالخورده به ایجاد رئالیسم­ جادویی کمک می­کند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر نظر اندیشمندان حوزة رئالیسم ­جادویی و زبان­شناسی، این رمان را به‌شیوة استقرائی و آوردن شاهد‌مثال بررسی کرده است. نتایج نشان می­دهد زبان با نوع روایتگری در سه سطح آوایی، نحوی و واژگانی متحول می­شود و با نقش متناقض­نمایی که می‌یابد، جادوها و واقعیت­ها را به‌گونه­ای درمی­آمیزد که مخاطب علاوه‌بر التذاذ روحی، آن‌ها را باور می­کند. بنابراین سبک زبانی دولت‌آبادی در روایت رئالیسم جادویی­ این رمان به‌شکل معناداری مؤثر بوده است.

کلیدواژه‌ها