تحلیل کارکردهای گفتمانی ابژه در روایت خانه روشنان گلشیری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

چکیده

مسئلۀ مقالۀ حاضر بر­پایۀ این فرضیه شکل گرفته که ابژه­ها با وجه جهان­شمولی خود می‌توانند در کارکرد­های مختلف سوژگانی، بیناسوژه­ای، بیناابژه­ای، پدیداری، پروتزی و جسمانه­ای نقش ایفا کنند. بر­پایۀ این، پرسش اصلی مقالۀ پیشِ‌رو این است که جایگاه ابژه در مناسبات اجتماعی کجاست و ابژه چگونه و برمبنای کدام کارکردهای روایی می­تواند منظر سوژه و راوی را ازآنِ خود کند و با ساختارمند کردن سکانس­های کنشی او حتی ارتباطات بیناسوژه­ای و بیناابژه­ای را سامان بخشد. درواقع هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین نقش و جایگاه ابژه در مناسبت­های بینانشانه­ای، بیناابژه­ای و اجتماعی از منظر نشانه‌ ـ معناشناسی برمبنای روایت «خانه­روشنان» گلشیری است. بررسی نشانه ـ معناشناختی ابژه در «خانه­روشنان» نشان‌دهندة ارتقای جایگاه ابژگانی ابژه تا سطح سوژه ـ  کنشگر و ایفای نقش کنشگری و سوژگانی در بستری از کنش‌های بیناسوژه­ای و اجتماعی است. «خانه‌روشنان» برپایۀ روایتی غیرخطی شکل می­گیرد و ازجمله معدود آثاری است که در آن ابژه وظیفۀ روایتگری را برعهده دارد و همه‌چیز از منظر او ارزیابی می­شود. در این اثر، ابژه با نقش­ها و کارکردهای بیناسوژه­ای و بیناابژه­ای، نبض روایت را دراختیار می­گیرد و برمبنای کنش­های اجتماعی در تعاملی ادراکی ـ حسی و تنی با دیگر سوژه­ها قرار می­گیرد و درنتیجه به مقام سوژه ـ کنشگر ارتقا می­یابد..

کلیدواژه‌ها