تَراواقع‌گرایی: شیوه‌ای در روایت داستان (جهان، ملعبۀ بشر: خوانش رمان گهوارۀ گربه اثر کرت وانه‌گت از منظر تَراواقع‌گرایی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان وادبیات انگلیسی -دانشکده علوم انسانی- دانشگاه گلستان- گرگان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زیان و ادبیات انگلیسی - دانشگاه گلستان

3 استادیار زبان وادبیات انگلیسی- دانشگاه گلستان

چکیده

نویسندگان با توجه به نیاز‌های جهان جدید، در شیوۀ داستان‌پردازی واقع­گرایی تغییراتی داده‌اند. برخی آثار ادبیِ پس از جنگ، با دوری از واقعیت و عالم واقع، بر پوچی زندگی امروزی صحه می­گذارند. رودی راکر، مبدع تراواقع­گرایی، در مانیفست خود اذعان داشت که در جنبش مذکور، خصیصه­های فانتزی و علمی ـ تخیلی، مبتنی بر مؤلفه­های دنیای واقع، با هم ممزوج شده­اند. اختراعات عجیب علمی، موجودات فضایی و ماورایی، جهان­های موازی و حوادث غیرعادی ازجمله مواردی هستند که در این‌گونه آثار یافت می­شوند. علاوه‌بر این، نقد اجتماعی، به‌واسطۀ طنز و به‌سخره­ گرفتن حماقت­ها و نابخردی­های بشر، از دیگر ویژگی‌های پراهمیت تراواقع­گرایی است. فراداستان شیوه­ای روایی در داستان­های پست­مدرن است و در آثار تراواقع­گرایانه نیز یافت می­شود. در این‌گونه روایت­ها، نویسنده به مصنوع بودن داستان خود اصرار دارد. رمان گهوارۀ گربهاثر کرت وانه­گت مشحون از مؤلفه­های جنبش تراواقع‌گرایی است. این رمان ماجرایی پایان­دنیایی را به‌تصویر می­کشد. کرت وانه­گت از ویژگی­های علمی ـ تخیلی، فانتزی، و طنز و کنایه به‌مثابۀ ابزاری برای بیان سرکوب اقدامات ضدانسانی استفاده کرده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از تراواقع‌گرایی، به بررسی رمان گهوارۀ گربه می­پردازد و بر این مهم تأکید می­کند که نویسندۀ تراواقع­گرا از یک طرف ویژگی‌های روایت واقع­گرایانه را نمایش می­دهد و از طرف دیگر، با به‌کارگیری ویژگی­های روایت علمی ـ تخیلی، فانتزی و پایان­دنیایی، فضایی را ایجاد می­کند که از مرز واقعیت دور می­شود. این عوامل در روایت، موجب به‌وجود آمدن حالت خاص تعلیق در مرز واقعیت و غیرواقعیت می­شود.
 

کلیدواژه‌ها