نقد اسطوره‌شناختی «مرد مصلوب» و «مرگ ناصری» از احمد شاملو

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه ادیان و عرفان، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، ایران

چکیده

چکیده
ادبیات و اساطیر پیوندی ناگسستنی دارند؛ چنان­که شاعران معاصر فارسی نیز از اساطیر به شکل­های مختلف در شعر خود استفاده کرده­اند. در میان برخی از شاعران معاصر جنبۀ اجتماعی اسطوره پررنگ­تر است. شاملو یکی از شاعرانی است که اساطیر غیرایرانی در شعر او نقشی پررنگ دارند. آشنایی وی با روایت و داستان زندگی مسیح از کتاب مقدس مسیحیان، سبب شده است نگاهی متفاوت را وارد شعر فارسی کند. شاملو داستان مسیح را به­صورت اسطوره­ای در شعر خود استفاده می­کند. در مقالۀ حاضر با بررسی دو شعر «مرد مصلوب» و «مرگ ناصری» ـ که روایت به صلیب کشیده­ شدن مسیح را بیان می­کند ـ سعی بر این است که نشان دهیم چه تغییراتی در ساختار و روایت اسطوره به­وجود آمده است و شاملو چگونه با ایجاد تغییرات در اسطوره مفاهیم سیاسی و اجتماعی را مطرح می­کند. در مقاله فرض بر این است که شاملو در کنار بازگو کردن داستان اسطورۀ مسیح، از این اسطوره به­منزلۀ ابزاری برای بیان مفاهیمی دیگر نیز استفاده می­کند. در مقاله هر بند را با روایت انجیل مقایسه و تغییرات را تحلیل می­کنیم. سعی داریم که لایه­های دیگر معنایی را بیابیم. شاملو با تغییرات اساسی در بنیان و ساختار اسطوره معانی سیاسی و فلسفی­ای همچون اگزیستانسیالیسم سارتر را در دل اسطوره می­گنجاند و به نوعی به بازآفرینی اسطوره می­پردازد. درنهایت هدف مقاله بیان این مسئله است که اسطورۀ مسیح به آن صورت که مسیحیان باور دارند در این دو شعر مطرح نیست؛ ازجمله در «مرد مصلوب» طرح عقاید اگزیستانسیالیستی مطرح است و در «مرگ ناصری» وضعیت جامعه و روشنفکران جامعه.
 

کلیدواژه‌ها