روایت و تاریخ؛ سنجش شیوه‌های تاریخ‌نگاری در تاریخ بیهقی، تاریخ طبری و تاریخ بلعمی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه پیام نور، ایران

2 کارشناس ارشد ادبیات فارسی

چکیده

چکیده
تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی از شاهکارهای دوران نخستین تاریخ­نگاری و از نمایندگان سبک نثر مرسل و بینابین ادبیات منثور ایران هستند. دربارۀ این دو اثر تا­کنون جداگانه و در زمینه­های مختلف، تحقیق و پژوهش­های زیادی شده است؛ اما پژوهش­هایی که این دو اثر را در یک زمینۀ خاص مقایسه و تطبیق کنند، اندک هستند. پژوهش حاضر بر آن است تا با نشان دادن نگرش، روش و ویژگی­های تاریخ­نگاری در تاریخ بیهقی، تاریخ طبری و تاریخ بلعمی، برخی شباهت­ها و تفاوت­های این دو اثر را ـ که در دورۀ خود به نوعی روشمند و دارای سبک هستند ـ نشان دهد؛ زیرا با بررسی و مقایسۀ این دو اثر، می­توان به کیفیت و روند سیر و انتقال اصول تاریخ­نویسی در آن دوره­ها پی برد. برخی از نتایج این پژوهش نشان می­دهد که بیهقی تاریخ را جدا از روایت صرف رویدادها می­داند و سعی می­کند به تحلیل و ریشه­یابی وقایع نیز بپردازد. تاریخ او از نظر روش تاریخ­نگاری در زمرۀ تاریخ­های تحلیلی است؛ اما بلعمی در ترجمۀ خود، از میان روایات متعدد طبری، تنها روایات موثق و ارجح را بر­می­گزیند؛ زیرا معتقد است که فراوانی گزارش­ها در مورد یک واقعیت نمی­تواند دلیل بر صحت آن باشد. معیار بلعمی در این گزینش­های خاص، عقلی بودن آن­هاست. بلعمی مانند بیهقی، تاریخ را جدا از خرافات و مجموعه­ای از واقعیات می­داند که باید از طریق راویانی ثقه و امانتدار به
آن­ها آگاهی پیدا کرد. از دیگر ویژگی­های تاریخ­نگاری بلعمی، تحلیل و ریشه­یابی­هایی است که ضمن برخی روایات انجام می­دهد و بدین­گونه روش تاریخ­نگاری او از شیوۀ روایی طبری، به شیوۀ ترکیبی تغییر پیدا می­کند. در نظر بیهقی، هدف اصلی تاریخ عبرت­آموزی است. طبری نیز تاریخ را درس عبرت و منبع معرفت می­داند و در نگارش تاریخ خود اهداف مذهبی را دنبال می­کند؛ اما بلعمی تا حدودی متأثر از انگیزه­های سیاسی و ناسیونالیستی است. حضور مردم و اجتماع در تاریخ طبریتاریخ بلعمی) نسبت به تاریخ بیهقی بیشتر است.
 

کلیدواژه‌ها