خوانش روایت‌شناسانۀ فضا در منتخبی از آثار نمایشی اکبر رادی

نویسندگان

1 دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشکده عمران، معماری و هنر، تهران، ایران

3 دانشکدۀ هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد، تهران، ایران

چکیده

در این تحقیق با استفاده از طبقه‏بندی ماری-لو رایان در باب فضا در روایت، ابتدا شیوه‏های ارائۀ فضا و "متنی‏کردن فضا" در گزیده نمایشنامه‏های رادی موردبررسی قرار می‏گیرد و سپس از میان پنج مقولۀ مرتبط با "فضای روایی" (قاب‏های فضایی، زمینه، فضای داستان، جهان روایی و عالم روایی) به ارتباط میان "قاب فضایی" با "زمینه" و "فضای داستان" پرداخته می‏شود.
مطالعۀ نمایشنامه‏های رادی نوعی پیوستگی میان قاب‏های فضایی با زمینه و فضای داستان را نشان می‏دهد به‌طوری‌که قاب فضایی در آثار او صحنۀ نمایش را از جهان پیرامونش جدا نمی‌کند بلکه تنها بخشی از "عالم روایی" داستان را قاب می‌گیرد. "خانه" که قاب اصلی در اغلب آثار رادی است، در امتداد جهان خارج از خود به نمایش گذاشته می‏شود. نشانه‏هایی از فضای خارج از قاب مدام در قاب‏های روایی انعکاس می‏یابند، به قاب نفوذ پیدا می‏کنند، مرزهای خانه را تهدید می‏کنند تا سرانجام چارچوب قاب فرومی‌ریزد و فضای داستان و زمینۀ روایت به صحنه راه پیدا می‏کند و بر آن مسلط می‏شود. قاب صحنه که اغلب همچون حصاری در برابر جهان محاط بر خود عمل می‌کند، در پایان نمایش در هم می‌شکند و آشوب "جهان روایی" به قاب صحنه نفوذ می‌کند. به‌منظور نمایش این پیوستگی میان قاب فضایی با فضای داستان، نویسنده گاه _ برخلاف شیوۀ معمول در نمایشنامه‏نویسی_ از روش "گردش" به‌جای "نقشه" در توضیح صحنۀ ابتدای نمایشنامه استفاده می‏کند.
روش کار در این تحقیق توصیفی- تحلیلی است.

کلیدواژه‌ها