بازخوانی وجه و لحن روایی داستان «ابومعزّی»، اثر نجیب کیلانی از منظر ساختارگرایانه ژرار ژنت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

چکیده

علم «روایت شناسی» در اصطلاح خاص آن، به معنی بررسی نظام های کلی حاکم بر روایت و ساختار پیرنگ، علمی نوین و ثمره گسترش مکتب ساختارگرایی در قرن بیستم است. «ژرار ژنت» فرانسوی از برجسته ترین روایت شناسانی است که تحت تأثیر این مکتب و نظریه پردازان آن، مثل بارت و تودوروف، نظریه ساختار روایی خود را ارائه داد. او با تقسیم روایت به سه سطح داستان، روایت و راوی طرق ایجاد رابطه و تعامل بین این سطوح را بررسی نمود. پژوهش حاضر تلاش نموده است تا با استفاده از روش تحلیلی، توصیفی یکی از داستان های کوتاه «نجیب کیلانی» - از ادبای برجسته معاصر مصر- به نام «ابومعزّی» را که محتوایی میهن پرستانه و ضد استعماری دارد، بر اساس نظریه ژنت، در دو مقوله وجه و لحن روایی بررسی نماید. هدف این جستار سنجش میزان بهره گیری نویسنده داستان از اصول روایی برای انتقال اندیشه هایش می باشد. نتایج به دست آمده از تحلیل ها حاکی از آن است که نویسنده با به کارگیری شکل روایی «نقل» و شیوه گفتار «مستقیم» سعی در کم کردن فاصله بین سطوح داستان دارد؛ ضمن اینکه با بهره جستن از دیدگاه «برتر» و زاویه دید « دانای کل» احاطه خود به رویدادهای داستان را افزایش داده است. بر اساس شیوه روایت شناسی ژنت، می توان ساختار روایت را بدون در نظر گرفتن محتوای داستان و ایدئولوژی نویسنده و فقط با توجه به متن تحلیل کرد.

کلیدواژه‌ها