تحلیل زمان روایی در دو گفتمان ادبی و سینمایی مورد مطالعه: فیلم خاک و داستان اوسنه باباسبحان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

چکیده

در این پژوهش، فیلم اقتباسی «خاک» و منبع داستانی آن یعنیاوسنة باباسبحان مطالعه و مقایسه شده‏اند تا کارکرد عنصر روایی مشترکِ زمان در دو گفتمان ادبی و سینمایی- که میان آن‏ها رابطة اقتباس برقرار است- تحلیل و تفاوت ابزارها و شگردهای بیانی این دو رسانه بیان شود؛ همچنین، تأثیر ارائة متفاوت زمان‌بندی در درک مخاطب بررسی شده است. رویکرد این تحقیق، روایت‏پژوهی با تأکید بر زمان روایی است. در بحث زمان­بندی روایت از دیدگاه ژنت، سه ویژگی درنظر گرفته می‏شود: 1. آرایش رویدادها: ترتیب ذکر وقایع در گفتمان روایی؛ 2. بسامد رویدادها: تناسبی که میان تعداد بازنمودهای یک رویداد در گفتمان روایی و دفعات احتمالی وقوع همان رویداد در جهان داستان وجود دارد؛ 3. دیرش رویدادها: حجمی که هر رویداد در گفتمان روایی به خود اختصاص می‏دهد. نتایج پژوهش نشان می‏دهد: 1. در داستان اوسنة باباسبحان، راوی در آرایش رویدادها گاهی به پس­نگری روی می­آورد؛ اما در فیلم «خاک»، ترتیب رویدادها در جهان داستان رعایت شده و فلش­بک در آن دیده نمی­شود. 2. در داستان، بسامد رویدادها غالباً از نوع تک­به­تک و گاه از نوع کاهنده است (یعنی کمتر از تعداد وقایع در جهان داستان است) و این موضوع به‌دلیل حجم کتاب (142 صفحه) طبیعی می‏نماید و در فیلم نیز به همین گونه است. 3. با توجه به گفت‌وگوبنیاد بودن داستان و همچنین به‌دلیل حجم کتاب، دیرش گفتمان بر رویدادها، کم و ضرب­آهنگ روایت، تقریباً تُند است و تنظیم ضرب­آهنگ روایت به‌شیوة گزارش و نیز چکیده‌گویی است که در فیلم نیز همین­طور است و خلاقیتی مبتنی بر نگاه سینمایی کارگردان در آن دیده نمی‏شود.

کلیدواژه‌ها