تاثیر نوع استعاره های مفهومی بر ساخت روایی متون منثور قدیم و جدید

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران‌مرکز، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران‌مرکز، تهران، ایران

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی و دستیابی به الگویی یکسان در تقسیم‌بندی استعاره‌های مفهومی به‌کاررفته در نمونه‌هایی از متون گذشته و معاصر زبان فارسی است. کاربرد نظریة استعاره در سبک‌شناسی شناختی و تحلیل متون ادبی یا مجموعه‌نوشته‌های یک شخص برای تعیین شیوة ذهنی و شناخت دقایق سبکی کارگشا خواهد بود. بدین منظور، استعاره‌های مفهومی به‌کاررفته در دو گونة نثر فارسی یعنی کتاب‌های دارالمجانین و کیمیای سعادت بررسی شده و ضمن اینکه حوزه‌های مبدأ از هر دو کتاب و تفاوت حوزه‌های به‌کاررفته در آن‌ها مورد توجه بوده است. برای رسیدن به هدف پژوهش، 10 درصد از قسمت‌های اول، وسط و آخر هر کتاب تجزیه و تحلیل گردید و حوزه‌های مبدأ و مقصد و نام‌نگاشت استعاره‌های مفهومی یادداشت شد و در نمودار اکسل قرار گرفت. آمار استعاره‌‌های مفهومی محاسبه و برای درک بهتر در نمودار میله‌ای نشان داده شد. از مجموع 118 استعارة تفحص‌شده در کتاب کیمیای سعادت و 98 استعاره در دارالمجانین، آمار به‌دست‌آمده به این شرح بود: کیمیای سعادت: استعارة ساختاری 24، استعارة هستی‌شناختی 88، استعارة جهتی 8؛ کتاب دارالمجانین: استعارة ساختاری 25، استعارة هستی‌شناختی 57، استعارة جهتی 5. نتایج نشان داد کاربرد استعاره‌های هستی‌شناختی و جهتی در متون گذشته بیشتر از متون معاصر است و کاربرد استعاره‌های ساختاری در متون معاصر بیشتر از متون گذشته است. از دیگر نتایج این پژوهش آن است که استعاره‌های هستی‌شناختی در هر دو کتاب بیشتر از دو استعارة دیگر است و پربسامدترین نوع استعاره، چه در زمان گذشته و چه در زمان حاضر، محسوب می‌شود. شاید علت استفادة زیاد از این استعاره ملموس و عینی بودن آن باشد.
 

کلیدواژه‌ها